عشق یعنى لرزش هر قلب سنگ
مى شود با عشق،هر سنگى قشنگ
عشق یعنى حس گـرمى در وجـود
بــاوجـودعشـق سـرمایى نـبـود
زینت آگـه به علم ودانش است
زینت او کى به رخت وپوشش است
هرکه خواهـد بهر یارش شدعزیز
باید او داد خوب را از بد تمیز
هر کسى گر این چنین دلبر گزید
بــهره از دنـیا وعـقبایش بـدید
دلبر من عاشق شعر است وشور
دلـبر مــن در دلش دارد سـرور
یار من همچون پرستو با صفاست
عـاشق زیـباى دنیـاى ماست
جــلوهْ آیــین یــارم ذاتـی است
دلبر من ساده وخوش طینت است
دلبر مـن عاشق ذات خـداست
زیـنت وزیـور برایـش بـى بهاست
جمله رفتارش بسى باشد متین
میگذارد پـاخـرامان بر زمـین
دلبر من آسمـانى آبـى است
چهرهْ انســانیش مـهتابى است
در طبیعت هرکس یارى گرفت
از براى خویش دلدارى گرفت